وضعیت دگرمذهبان ایرانی

وضعیت دگرمذهبان ایرانی به مناسبت روز جهانی حقوق بشر
بسم الله الرحمن الرحيم

بنابر آنچه تاکنون می‌دانیم، در ایران هشت دین و مذهب وجود دارند که متأسفانه پیروان هر یک به‌نوعی تحت فشار و تهدید هویت دینی، انسانی و شهروندی خود قرار دارند. اهل تسنن، شیعیان، بهاییان، زرتشتیان، کلیمیان(یهودیان)، مسیحیان، یارسانیان و صُبیان مندائی هر يك به نسبتی، نه‌تنها سابقه‌ء دیرینه‌ای در کشور ایران دارند، بلکه ماهیت دینی این سرزمین را به‌لحاظ انسانی به ماهیتی چنددینی تبدیل کرده‌اند. اما با تمام این احوال، شرایط امروز ایران به‌لحاظ فرهنگی و تنوعات عقیدتی منحصر به پیروان خاص این ادیان و مذاهب نمی‌شود. در حقیقت وجود نوکشیان مسیحی و شیعیان دگراندیش (اعم از شیعیان سنتی غیرحکومتی ، فرقه‌های دروایش و شیعیان نواندیش) به نظام انسانی دین در ایران پیچیدگی بیشتری بخشیده‌اند.

 

اینجا بهتر است ذکر کنم که این کلمهء “اقلیت” هیچ معنایی در زندگی انسانی ما ندارد و باید از آن پرهیز کنیم. برای همین از لفظ “دیگرمذهبی” یا “دگرمذهبی” استفاده می‌کنم تا دچار ارزش‌گذاری مثبت و منفی بر هیچ گروهی نشویم، چرا که اکثریت نیز برای اقلیت‌ها افرادی دگرمذهب هستند، و بالعکس.

 

در جریان بخشی از آخرین اثری که اینجانب در جهت راه‌انداختن کارزاری خاموش اما هدفمند داشته‌ام، – که هدف از آن نشان دادن گوناگونی‌های دینی و توجه داد به همگرائی ملی و كرامت ذاتی انسان بود – سفری نیز برای دیدار و ملاقاتی بی‌واسطه با ایرانیان دگرمذهب به برخی از نقاط کشور از جمله اهواز، کرمانشاه و سنندج داشتم. همچنین در تهران نیز با جمعی دیگر از رهبران ايشان ملاقات نمودم. با وجود آنکه بنده در طول بیست سال گذشته از نزدیک یا دورادور در جریان مراتب دشواری‌های اقشار دگرمذهب ایرانی بوده‌ام، اما طی چند سال اخیر و به‌خصوص در طی این سفر وجه دیگری از مسائل ایشان را مشاهده نمودم که البته بنیادین‌تر و ریشه‌ای‌تر به‌نظر می‌آید. در اینجا مطالبی در این خصوص را به طور مختصر در ارتباط با يافته‌های خود عرض ميكنم.

 

اگر بخواهم درک خود را از میزان تهدیدی که بر اقشار دگرمذهب اعمال می‌شود بیان کنم، آن را در سلسله‌مراتبی بدین شکل می‌توانم به تصویر بکشم. در بالای هرم فشار و تهدید، بهاییان قرار دارند. در مقام دوم اهل تسنن و شیعیان دگراندیش قرار دارند که هر سه دستهء شیعیان سنتی غیرحکومتی ، فرقه‌های دروایش و شیعیان نواندیش را شامل می‌شوند. بعد مسیحیان و یارسانیان متحمل فشار و تهدید هستند. بعد از آنها نوبت به زرتشتیان و کلیمیان می‌رسد (متأسفانه زرتشتیان که جزئی انکارناپذیر از این آب و خاک هستند، گاهی متحمل این فشار و تهدید می‌شوند). در آخر نیز صابئین مندائی قرار دارند که عرایضی مختصر در خصوص هر يك خواهم داشت.

 

اما آن فشار و تهدیدی که در اینجا مطرح می‌شود نیز خود به چند دسته تقسیم می‌شود. فشار و تهدید موجود را به سه دسته می‌تواند تقسیم نمود.

 

اول: فشار یا تهدیدی که متوجه هویت دینی اقشار دگرمذهب است به‌طوری که -چه در حضور و چه پشت سر- از طرق مختلف هویت دینی‌ای که متعلق به ایشان است در معرض نگاه‌های انتقادی نادرست و گاهی هتاکی قرار دارد. برای مثال در مورد بهاییان (کل دین‌شان و محل دفن بنيانگذارانشان)، اهل تسنن (به‌خصوص اجتماعات‌شان، عقایدشان، بزرگان‌شان)، کلیمیان(باورها و شرايع‌ مذهبی‌؛ محل قبله‌ و اماكن دينی‌شان كه به نوعی مصادره به مطلوب گرديده مانند مقبرهء دانيال نبی(ص) كه از انبياء يهود است ولی هويتی اسلامی به آن داده شده)، مسیحیان(باورهای‌ مذهبی، مناسک دینی و کتاب مقدس‌شان)، یارسانیان(کل دین‌شان را به رسمیت نمی‌شناسند، یا ملزومات هویت دینی مانند سبیل‌ و يا تنبورشان را به سخره می‌گیرند و هتک حرمت می‌کنند)، زرتشتيان(كل باورهايشان و معرفی نمودن آنها به عنوان آتش‌پرستان) و مندائيان(بطور كل ناديده گرفته می‌شوند و معرفی آنان به عنوان ستاره‌پرست)، شاهدیم برضد هر یک به‌گونه‌ای هرچه بخواهند می‌گویند، می‌نویسند، ترویج می‌کنند، تحریف می‌کنند و به‌نوعی حریم هویت دینی هر یک را زیر سوال می‌برد.

 

دستهء دوم: فشار و تهدید به مقام شهروندی ایشان برمی‌گردد که یا در قانون اساسی تحت فشار دین رسمی قرار دارند مانند: اهل سنت، کلیمیان، مسیحیان و زرتشتیان؛ یا اصلا در قانون اساسی نامی از ایشان برده نشده و به‌رسمیت شناخته نمی‌شوند مانند: مندائیان، بهاییان و یارسانیان. اما تمامی آنها بطور رسمی از دایرهء دخالت و ورود در امور مديريتی کشور در سطح کلان جلوگيری می شود؛ همچنين اين امر شیعیان دگراندیش را به‌شکلی غیررسمی دربرمی‌گیرد. اگرچه اديانی كه در قانون اساسی به رسميت شناخته شده‌اند می‌توانند يك نماينده در مجلس شورای اسلامی داشته باشند اما برای بنده مشخص نيست كارایی اين نمايندگان جز شركت در مراسمات دولتی و اعتراف به وجود آزادی در اجرای مراسم مذهبی خود چيز ديگری هست يا خير؟. البته ابتلائات شهروندی در ایران متوجه همه است و بر این اقشار فشار مضاعفی نیز وارد می‌شود.

 

دسته سوم: و مهمتر از همه، مسئله تهدید هویت انسانی ایشان است. فردیت انسانی اقشار دگرمذهب ایرانی از نظر جانی، قانونی، حیثیت اجتماعی ، روانی و مالی در مورد هر یک از ایشان، به‌نوعی در معرض فشار و تهدید قرار دارد. این تهدید امروزه برای بهاییان همهء موارد فوق را به خود اختصاص داده و علاوه بر آن مواردی چون جلوگيری از انجام آزادانه فرايض دينی؛ تخريب قربستانها در برخی از شهرستانها و جلوگيری از دفن اموات در قبرستانهای بهائيان؛ جلوگبری از تحصيل (عمدتاً در مقاطع دانشگاهی)؛ اخلال در كسب و كار؛ احضار، بازداشت و محكوميتهای سنگين حبس؛ كه اكنون تا سرحد جانی نيز بالا رفته است را نیز میتوان افزود.

 

آن‌طور که به ‌بنده در دیدارم با هم‌وطنان یارسانی اطلاع داده شد، با آنكه چند سالی است كه بسيار‌ی از پيروان دين ياری سعی نموده‌اند تا خود را از حصارهای‌ نامرئی ساخته شده خارج كنند و در ابراز هويت دينی خود بطور علنی ملاحظات را كنار بگذارند؛ لكن‌ زیر سوال بودن هویت دینی ایشان از یک سو؛ و فشار بر حیثیت اجتماعی ایشان از سوی دیگر آنها را به‌جایی رسانده که احساس بی‌پناهی و بی‌پشتوانگی را به‌طور علنی مطرح کردند و فعالين و رهبرانشان حاضر به دادن تصویری از جمع خود نشدند. ديانت يارسان از قدمتی ديرینه در اين كشور برخوردار است و باورمندان يارسان بر اين عقيده‌اند كه قدمت اين دين به پيش از ديانت زرتشت بازمی‌گردد. متاسفانه عده‌ای يا از روی بی‌اطلاعی يا تعمد، پيروان ديانت ياری را “اهل حق”؛ “علی الله‌هی”؛ “شيطان‌پرست” و يا “فرقه‌ای از دراويش شيعه” معرفی می‌كنند كه همين امر باعث هتك حرمتها و تضييع بسياری نسبت به حقوق فردی و اجتماعی آنان گرديده است. موضوع هتک حرمت شرایع ایشان(سبیل و تنبور وجهی مقدس و شرعی برای‌شان دارد) خود نشان می‌دهد که حریم و حرمت ایشان تا چه حد در معرض تهدید قرار دارد.

 

در مورد اهل تسنن که به گفتهء خودشان تا قبل از انقلاب روابط حسنه و خانوادگی (عروس گرفتن و داماد دادن) با شیعیان داشتند، امروز هنوز هم مبتلا به نگاهی امنیتی بوده و علما و فعالين اهل تسننی كه نسبت به حقوق مذهبی و يا شهروندی خود فعاليت كرده و اصرار می‌ورزند با اتهاماتی همچون وهابی‌گری؛ جاسوسی و ارتباط با كشور عربستان و دريافت پول از آن كشور و يا وابستگی به گروه‌های منطقه‌ای بازداشت و به زندانهای بلند مدت محكوم ميگردند. همچنين در ساليان گذشته تعدادی از علما اهل سنت به شكل‌های مختلف و مرموزی به قتل رسيده‌اند كه می‌توان بطور مثال به: مولوی جمشيدزهی؛ مولوی عبدالمالك ملازاده؛ مولوی دكتر احمد صياد ميرين –كه بيش از يك سال با او هم سلول بودم-؛ ماموستا فاروق فرساد و ماموستا محمد ربيعی اشاره كرد.

 

مسیحیان اما شرایط پیچیده‌تری پیدا کرده‌اند. به دلیل اینکه دین ایشان تبلیغی است و به دلیل رایج‌تر شدن تغییر دین از اسلام به مسیحیت؛ و گسترش كليساهای خانگی در كشور، گویی فشار بر ایشان تا آنجا بالا رفته است که دست‌اندركاران و خادمان هر يك از فرق مسيحيت موجود در كشور به بنده اطلاع دادند که برای اهداء کردن قطعهء مربوطه به ديانت مسيحيت، باید با وزارت ارشاد مشورت كرده و مجوز دريافت كنند و چون اين مجوز صادر نگرديد از دريافت قطعه مربوطه خودداری كردند. این امر البته تا آن حد سخت‌گیرانه است که كليهء كليساهای داير در كشور به هيچ غير مسيحی(كه منظور مسلمانان هستند) بدون مجوز از وزارت ارشاد اجازهء ورود به کلیسای خود را نداده و همچنين می‌بايست كليهء دعاها و موعظه‌ها به زبان غير فارسی انجام گيرد. در همين رابطه كليسای جماعت ربانی به دليل عدم رعايت اين دستورات از سال 1393 پلمپ گرديده است. در همين خصوص و آنگونه كه به بنده اطلاع داده شده است، هم‌اکنون بيش از 90 نوکیش مسیحی به جرم عقیدتی در زندان هستند.  متاسفانه مسئولين كليساهای‌ رسمی كشور –جدای از اينكه متعلق به فرق مختلف مسيحيت می باشند- به علت آنكه نمی‌خواهند اتهام تبلیغ به آنها خورده و محدوديتهایی بر آنان اعمال گردد، از پيگيری وضعيت اين افراد سر باز می‌زنند و تاسف‌بارتر اينكه به دلايلی كه برای بنده نامشخص مانده است، اکثریت فعالين مدنی‌، حقوق بشری و يا سياسی در داخل كشور به وضعيت اين افراد توجهی نكرده و حمايتی نمی‌نمايند و از اين رو اين افراد در فشاری مضاعف قرار گرفته‌اند.

 

يهوديان به دليل آنكه دينشان موروثی و غيرتبليغی است مدتی‌‌ست از كنترل كمتری نسبت به اديان تبلیغی برخودارند؛ اما به انحاء مختلف هويت دينی و انسانيشان مورد تهديد و تخريب قرار می‌گيرد. البته تخريب و هويت انسانی يهوديان سابقه‌ای تاريخی دارد و قسمتی از رفتاری كه امروزه با بهائيان در اين كشور ميشود در گذشته‌های نچندان دور با يهوديان می‌گرديد. اكنون اگر چه از نظر اجتماعی يهوديان از شرايط بهتری برخودارند ولی هويت انسانی آنان به انحاء مختلف مورد توهين و تهديد قرار می‌گيرد. بطور مثال در عمده سريالهای تلويزيونی؛ اجرای تئاترها و برخی سخنرانيهای مذهبی و غير مذهبی از يهوديان چهره‌ای كثيف، خبيث، توطئه‌گر، فتنه‌جو و دشمن قسم خورده اسلام و مسلمين تصوير گشته و حتی اعقاب و اجداد بعضی از مسئولين حكومتی را كه به هر شكلی دچار فساد شده باشند به يهودی بودن منتسب می‌كنند. همچنين سايه‌ء اتهام جاسوسی برای اسرائيل بر بالای سر يهوديان می‌باشد.

 

مسائل مربوط به شیعیان سنتی يا دگراندیش نیز همیشه به شکلی بروز و ظهور می‌یابند. برای مثال، این اواخر با برخوردهای امنیتی با بیوت آیات عظام شیرازی و نکونام روبرو بوده‌ایم. هنوز هم نگاه امنیتی به دروایش وجود دارد و البته در حوزه علمیه و قشر روحانیت نیز سایهء دادسرای ویژهء روحانیت همیشه تهدیدکننده و رعب‌انگیز است. این دادسرا که هیچ جایگاهی در قانون ندارد و تشكیلاتی جدا و مستقل از قوه قضائيه است، نقش به‌سزایی در به انقیاد کشیدن تحولات در سطوح مختلف مذهبی، سیاسی و اجتماعی داشته است که باید به شکلی مقتضی به نقش آن رسیدگی شود.

 

شیعیان نواندیش نیز به گونه ای دیگر با مشکلات فراوانی روبرو هستند. این جمع و همراهان ایشان –هر چند كه با برخی از نظرات و برداشتهای آنان از متون اسلامی موافقتی ندارم- از ابتدای پیروزی انقلاب بهمن 57 و حاکم شدن قرائتی خاص از دین سالاران فقه گرا، مورد هجمه امنیتی فراوانی قرار گرفته‌اند. از گروه‌های هوادار و هم اندیش با مرحوم دکتر علی شریعتی تا نهضت آزادی ایران و دیگر گروه‌های ملی مذهبی، بارها به دلیل نگاه خود به دین و مذهب؛ و نفی اعتقاد به ولایت فقیه مورد حملات امنیتی، اعدامها، بازداشت‌ها و زندانهای حکومتی قرار گرفته‌اند. پس از فوت بنیانگذار جمهوری اسلامی و با ظهور حلقه کیان در دهه 70، حضور نحله‌ای دیگر از روشنفکران دینی و برخوردهای امنیتی ادامه پیدا کرد. این برخوردهای امنیتی در دانشگاه‌ها و زندانها و محرومیت‌ها همراه همیشگی این افراد بوده است. تنی چند از ایشان به دلیل همین فشارها مجبور به مهاجرت از کشور شدند، اما دستگاه اتهام‌زنی حاکمیت همواره بر ایشان می‌تازد و به ایشان هیچ گونه فرصت دفاعی نیز نمی‌دهد. امروز نهضت آزادی ایران، ملی مذهبی‌ها، افراد و فعالین خط شریعتی و نواندیشان دینی که از حلقه کیان بدر آمدند (دکتر عبدالکریم سروش به عنوان نمونه بارز ایشان) و یا حتی کسانی که از سلک روحانیت به این نواندیشان دینی وارد شده و با ایشان همراه شدند به مانند دکتر محسن کدیور، آقای حسن یوسفی اشکوری، دکتر حسن فرشتیان، محمد جواد اکبرین و … که بر اثر فشارهای امنیتی از کشور هجرت کرده‌اند یا افراد مرتبط با مدرسه مرحوم آقای منتظری یا دانشگاه مفید قم در داخل کشور، زیر ضرب سنگین امنیتی حاکمیت و دستگاه‌های امنیتی مختلف از وزارت اطلاعات تا اطلاعات سپاه و تا دادگاه ویژه روحانیت هستند.

 

در نهایت در دیدارخودم با صابئین مندائی متوجه شدم که اگرچه ایشان فعالیت‌های بسیار خوبی هم در دوران رژیم شاهنشاهی و هم در دورهء جمهوری اسلامی داشته‌اند، اما هنوز هم دچار برخی مسائل هستند که البته کمتر از باقی اقشار دگرمذهب ایرانی است، اما برای ایشان دغدغه است. برای مثال آنطور که متوجه شده‌ام در دیداری که با هويدا نخست‌وزير وقت داشته‌اند خواهان رسمیت گرفتن خود در قانون بوده‌اند که گویی با این سوال روبرو می‌شوند که مگر ديگران برای شما مشکلی ايجاد می‌كنند؟، جواب ایشان خیر است، و آقای هويدا پاسخ می‌ دهند: شما كه مشكلی نداريد پس به زندگی خودتان برسيد. در دوران انقلاب نیز جای ایشان در قانون اساسی خالی است، با وجود آنکه حتی دیدارهای متعددی با آیت‌الله خمینی و مراجع مختلف در قم داشته‌اند. در حال حاضر نیز در کنفرانس‌های متعدد دینی در کشور شرکت کرده‌اند، کتاب چاپ کرده‌اند و رایزنی‌های فراوانی با مقامات به‌خصوص آقای یونسی مشاور رئیس جمهور در امور ادیان و مذاهب داشته‌اند که به وعده‌هایی ختم شده که هنوز عملی نشده است. اما آنچه که از مسائل مندائیان ایرانی برمی‌آید شاید ریشهء بسیاری از مسائل دینی و مذهبی را در ایران روشن می‌کند که در انتهای این عرایض مایل به طرح آن هستم.

 

اگر دقت کنید اولا قرار گرفتن در جایگاه اقلیت موجب می‌شود که این اقشار خواهان حمایت‌های صریح قانونی باشند. دین که اساسا موضوعیتی فرهنگی و اجتماعی است، اگر دارای پشتوانهء آزادی بیان نباشد و حریم و حرمت آن دارای پشتوانهء قانونی نباشد، خواه یا ناخواه، دير يا زود آبستن تهدید برای پیروان وی می‌شود. اما در کنار این باید گفت که آن مذهب و دینی که در جایگاه اکثریت قرار گرفته و صاحب نفوذ است اگر خود را برتر و حق مطلق ببیند، با نگاهی فرودستانه و تحقیرآمیز به ادیان و مذهب دیگر نگاه می‌کند. این نکته از نظر بنده بنیادین است. چرا که این دین خودبرتربین حتی مدعی است که هم کلیت یک دین یا مذهب اقلیت، و هم عقاید ایشان باید از صافی اصول و ضوابط خودش گذر کند، مشروعیت کسب کند و بعد حق و حقوق پیدا می‌کند. در حقیقت مبانی مشروعیت هر دین و مذهبی در درون خودش جاری و ساری است، و عقاید و باورهایش نیز مبتنی بر این اصول درونی مشروعیت دارند، و هیچ دین یا مذهبی نیست که با دیگری بر سر مشروعیت دچار چالش نباشند. برای همین نیز نظام اجتماعی یا سیاسی اگر به مبانی مشروعیت ادیان و مذاهب دیگر خودش با نگاهی فرودستانه نظر کند، نتیجه این می‌شود که زمینهء جدایی و تبعیض را فراهم می‌آورد. مسئلهء بنیادین سوم نیز به مسئلهء آشنایی اقشار دگرمذهب با اسلام و تشیع برمی‌گردد. آن‌طور که بنده شاهدم، متأسفانه شیعیان به‌طور عام و علمای تشیع به‌طور خاص درک درستی از بنیادهای دین و علی‌الخصوص عقاید و باورهای ادیان و مذاهب دیگر ندارند، اما خود را در بیان هر انتقادی بر ایشان صاحب صلاحیت و واجد حق می‌دانند. اما به‌دلیل قرار داشتن اقشار دگرمذهب در جایگاهی فرودست، ایشان سعی در کسب حدی از تسلط بر گفتمان‌های دینی و فقهی موجود در اسلام و تشیع داشته‌اند تا بدین‌طریق بتوانند هم حقانیت خود را اثبات کنند و هم در جریان این فرهنگ مجادله و مباحثه زمین‌گیر نشوند. البته بین ایشان و شیعیان مذکور تفاوت بزرگی وجود دارد. عمدهء نگاه اقشار دگرمذهب به اسلام، قرآن و تشیع نگاهی مثبت، با احترام و همدلانه است. اما برعکس آن چه در بین علماء و چه در عامهء مردمان کمتر صدق می‌کند و حتی باید گفت متأسفانه کاملا بلعکس است. این موضوع هم نشان می‌دهد که اقشار دگرمذهب ما بیشتر از همه زمینهء همزیستی مسالمت‌آمیز را در خودشان پرورش داده‌اند، و هم نشان می‌دهد باید این اخلاق بدشگون را زیر سوال ببریم و به خود اجازه دهیم با نگاهی مظنون، شکاک و بدبین به مفاد دینی و مذهبی و عقیدتی دیگران اشاره کنیم و از اختلافات بحقی که میان ادیان و مذاهب به‌طور عام و قرائت‌های مذهبی اسلامی و شیعی به‌طور خاص وجود دارد، تبعیض و این اواخر آپارتاید دینی را بر مناسبات انسانی جامعهء ایران حاکم کنیم.

 

 

شنبه، 20 آذر ماه ، 1395

درباره‌ی مدیر سایت

همچنین ببینید

اخبار: سپاسگزاری از محبت، همدلی و حمايتهای همه‌ی

سپاسگزاری از محبت، همدلی و حمايتهای همه‌ی آزادانديشان   بسم الله الرحمن الرحيم    امروز …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *