منوی سایت

 

 

سخن ديگران

   

گالري آثار هنري

 

 

ورود به سایت

 
نام کاربری

رمز عبور

کد امنیتی: کد امنیتی
محل تايپ كد امنيتي

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امكانات مخصوص كاربران استفاده نمائيد .
 

نرم‌افــزار

 

 
پايگاه اطلاع رساني دفتر عبدالحميد معصومي تهراني: پاسخ به سوالات

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

پاسخ به سوا: ارتزاق از دین , دین اجباری , تداخل دین و سیاست
 
پاسخ به سوالات

من سه پرسش از شما دارم و بسیار ممنون می شوم که پاسخ بنده را بدهید....

آیا ارتزاق و حقوق گرفتن از دین جایز است؟ مانند کارهایی که بعضی ملاها و مداحان انجام می دهند. آیا باید از آنها دوری جست و با آنها به جنگ پرداخت؟

سوال دیگر آنکه آیا مجبور ساختن به حجاب و بعضی کارهای دیگر درست و جایز است؟(مانند کارهایی که نیروی انتظامی در رابطه با ارتقای امنیت اجتماعی انجام می دهد)؟البته تجربه نشان می دهد که این کار باعث بیزاری مردم از دین می شود!

در آخر آنکه آیا تداخل دین و سیاست درست است؟ آیا حکومتی که هم دین و مذهب و هم سیاست را پیشه کند باعث نابودی دین نمیشود؟

از جواب شما بسیار ممنون...

پاسخ:

طبق روايات صحيحه و سيره پيامبران(ص) و ائمه(ع) ارتزاق از راه دين صحيح نمي‌باشد.  به نظر بنده احتياجي به دوري جستن يا جنگ كردن نيست. پولتان را نگه داريد و خرج خود و خانواده و نزديكان خود كنيد، چنانچه مازادي ماند دستگير هموطنان گرفتارتان باشيد كه در نزد خدا بسيار نيكوتر است.

در مورد حجاب حقير نظرم را در مبحث حقوق زن بيان كرده‌ام كه مي‌توانيد به آن مراجعه كنيد.

دين حكومتي با حاكم ديني متفاوت است. تجربه تاريخي نشان داده است كه هرگاه دين حكومتي گرديد، نهايتا مردم از دين اعراض كرده‌اند مانند حكومت كلسيا در قرون وسطي در اروپا يا حكومت عثماني.

چهارشنبه، 6 شهريور ماه ، 1387 بازدید:4138 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 4138 بار بازديد شده
 

پاسخ به سوا:
 
پاسخ به سوالات

سوال:

در کتاب تورات چنین آمده است: همنوعت را چون نفس خود دوست بدار، بر همسایه‌ي خود شهادت دروغ مده، به خانه‌ي همسایه‌ي خود طمع مورز و به زن همسایه‌ات و غلامش و کنیزش و گاوش و الاغش و به هیچ چیزی که از آن همسایه‌ي تو می‌باشد طمع مکن. تورات، سفر خروج پاسوق 16 و 17

 

در کتاب انجیل نیز چنین می‌خوانیم: همسایه‌ي خود را چون نفس خود محبت نما. انجیل متا، باب 39 آیه 22 و همچنین در انجیل لوقا باب 11 از آیه 25 به بعد ضمن بیان همین مطلب از جانب حضرت عیسی(ص) با ذکر مثلی بیان می‌دارد که منظور از همسایه، همنوعتان است نه هم دین یا هم کیشتان.

 

در ضمن در انجیل لوقا باب6 آیه 27 تا 32 چنین می‌خوانیم: دشمنان خود را دوست بدارید و با کسانیکه از شما نفرت کنند احسان کنید و هر که شما را لعن کند برای او برکت بطلبید و برای هر که با شما کینه دارد دعای خیر نمایید....زیرا اگر محبان خود را محبت نمایید شما را چه فضیلت است؟ زیرا گناهکاران هم محبان خود را محبت می نمایند.

 

اما بر خلاف این دو کتاب، که کتاب دو دین یهود و مسیحیت می‌باشد و به صراحت همنوع دوستی را تاکید داده است؛-بدون توجه به این که امروزه پیروان این دو دین بدان عمل می کنند یا نه- اسلام نه تنها به نوع دوستی و انسانیت توجهی نکرده بلکه به صراحت دستور داده است که با همکیشان و هم فکران خود مهربان باشید و با کسانی که هم اندیش شما نیستند با شدت و غلظت رفتار نمایید. چنانکه در قرآن آمده است:

 

«محمد رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم» سوره فتح آیه 29

 

ضمن اینکه به همین مقدار نیز اکتفا نکرده، قتل و به ذلت و خاری کشاندن کسانی که به افکار مسلمانان معتقد نیستند را جایز دانسته است.

 

«قاتلوا الذین لایومنون بالله و لابالیوم الاخر ولایحرمون ما حرم الله و رسوله و لایدینون دین الحق من الذین اتواالکتاب حتی یعطوا الجزیه عن ید وهم صاغرون» سوره توبه آیه 29

 

1- حال با توجه به این مطالب، و با توجه به اعمال غیر انسانی که در چند سال اخیر توسط عده‌ای مسلمان مانند اعمال انتحاری –که عده‌ای از مراجع آن را استشهادی نام برده‌اند- آیا می‌توان گفت که بنیان دین اسلام بر انسان دوستی و انسان سازی و استقرار صلح و امنیت است؟ آیا از نظر اسلام، استقرار صلح و امنیت تنها بوسیله‌ی نابود کردن یا به ذلت و خاری کشاندن غیر مسلمانان امکان پذیر است؟ آیا اساسا در قرآن آیه‌ای وجود دارد که صراحتا دلالت بر احترام به عقاید و افکار دیگر انسانها داشته باشد؟ چرا خدایی که به گفته‌ی خود انسانها را با قبیله‌ها و نژادها و بالطبع با فرهنگها و عقاید گوناگون خلق نموده است و علت آن را شناخت پیدا کردن در فرهنگهای مختلف ذکر می‌کند، دستورهایی چنین غیر انسانی می‌دهد؟. آیا آیات فوق نیز دفاعی است!!!؟. فقهای اسلامی که کتابهای تورات و انجیل را جزو کتابهای ضاله و تحریف شده می‌دانند؛ چگونه است که در آن کتابهای ضاله! برای حیات انسانی ارزش قائل شده است ولی در کتاب قرآن که وحی و کلام خداوند است و هیچ تحریفی در آن روی نداده تنها برای معتقدین خود ارزش حیاتی قائل است؟آیا تا کنون از بین روحانیون –چه شیعه وچه سنی- که اصولا پیرو قرآن و سیره پیامبر اسلام(ص) هستند، کسی بوده و هست که برای حیات بشر ارزش و احترام قائل بوده و آن را در عمل نشان داده باشد؟ چرا پیروان دین کامل و حقه همیشه بر طبل جنگ می‌کوبند در حالی که پیروان دین ضاله! سخن از صلح و دوستی می‌رانند؟ آیا این تاریک‌اندیشی و زشت پنداری در نفس اسلام است؟ یا ناشی از تفاسیر و تعابیر اندیشمندان اسلامی است که سعی دارند اسلام را بر اساس منافع گوناگون خود تعریف کنند؟

 

2- در اعتقاد به منجی آخرالزمان دو نوع اندیشه موجود است یکی مسیحی و دیگری شیعی. مسیحیان معتقدند که عیسی مسیح به آسمان عروج کرده و در موعد مقرر از آسمان برخواهد گشت. اما در تفکر شیعی عقیده برآن است که امام دوازدهم در سردابی که در سامرا می‌باشد ناپدید شده و چون در آن محل چاهی وجود داشته است، معتقدند که امام به داخل چاه رفته است. که هم اینک آن محل را با همان روزنه آراسته‌اند. به ظاهر فلسفه‌ی چاه جمکران نیز بر گرفته از همین عقیده باشد. چنانچه مشاهده می‌کنیم که افراد برای عرض ارادت یا درخواست از امام نامه‌های خود را به داخل چاه می‌اندازند.

حال به عقیده‌ی شما کدام یک از این دو عقیده زیباتر است؟. منجی که به آسمان رفته؟ یا منجی که به چاه فرو رفته؟ آیا این عقیده‌ی شیعی خود برگرفته از تاریک اندیشی نظریه پردازان دینی‌اش نیست؟ در اندیشه‌های دینی آسمان مکان ملائکه و فرشتگان و زیر زمین مکان جنیان و شیاطین است. چگونه است که منجی دینی ضاله! به مکان ملائکه رفته اما منجی فرقه‌ی حقه در مکان جنیان و شیاطین سکنا گزیده است؟ اگر منجی شیعیان در خارج از چاه ساکن است، پس چرا علماء شیعه دستور نمی‌دهند تا چاه‌های جمکران را پر کرده و جلوی انداختن عریضه به آن را بگیرند؟ آیا خود این امر دلالت بر سکونت امام دوازدهم در زیر زمین ندارد؟.

 

با کمال احترام مستدعی هستیم تا به این سوالات عقیدتی که به عرض رسید پاسخی قانع کننده بدهید؛ چنانچه بخاطر پرسش این سوالات ما را مستحق گردن زدن نمی‌دانید. ما به دنبال کشف واقعیت هستیم و بسیار مایلیم تا بدانیم که چگونه می‌شود بین این گونه تضادها حقیقت را دریافت. ضمن اینکه این مطالب تنها گوشه‌ای از پرسشهایی است که در ذهن بسیاری از جوانان کشور است. با تشکرات فراوان .

 

جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های ایران

 

 

پاسخ:

 

 

با تشکر از دقت نظر شما در خصوص عقاید دینی. اما پاسخ مسایلی را که ذکر فرمودید اگر چه احتیاج به بحثی مفصل دارد لکن سعی می کنم به طور مختصر پاسخ دهم.

أ‌)    کتاب تورات و انجیل به عقیده این کمترین کتبی ضاله و محرف نیست که می‌توانید دلایل آن را در مبحث «اسلام» مطالعه کنید. از جمله شرایطی که قرآن برای مسلمانان قرار داده اعتقاد به تورات و انجیل است و قهرا دستورات آن کتب نیز برای مسلمان می‌بایست حجت عملی داشته باشد. مگر احكامي كه توسط انبياء بعد تعديل يا منسوخ گرديده. بنابراین آیاتی را که از تورات و انجیل نقل کرده‌اید نیز می‌بایست مورد قبول و عقیده مسلمان باشد.

ب‌)     در تورات و عهد عتیق آیاتی در مورد جنگ نیز هست و این امر تنها مختص به قرآن نیست.

ت‌)   اگر منظور شما از احترام به عقاید دیگر انسانها، تایید عقاید و افکار آنها بطور مطلق است؛ خیر در قرآن آیه‌ای وجود ندارد که صراحت در احترام گذاشتن به عقاید دیگر انسانها -بطور مطلق-  داشته باشد. البته آیاتی هست که دلالت بر تعامل مسالمت‌آمیز با غیر مسلمانان دارد مانند آیه 96 سوره مؤمنون و آیه 34 سوره فصلت که به پیامبر اکرم(ص) سفارش می‌کند که با غیر مسلمانان رفتاری مسالمت‌آمیز بر اساس احترام متقابل داشته باشد. اگر منظور از احترام گذاشتن به عقاید و افکار دیگر انسانها؛ عقیده به آزادی انتخاب دین و بینشی متفاوت است، بله در قرآن به این آزادی صراحتا اشاره گردیده است که برای اطلاع بیشتر می‌توانید به مبحث حقیر تحت عنوان «آزادی عقیده و دین از نظر قرآن» مراجعه کنید.

ث‌)   این کمترین نمی‌توانم از سوی دیگر آقایان علماء مذهبی سخنی بگویم که در خصوص احترام گذاشتن به حیات بشری اقدامی عملی کرده‌اند یا نه؛ ولی در باره‌ی خودم می‌توانم بگویم که این افتخار را داشته‌ام تا کتب مقدس تورات و زبور و انجیل را به صورت کتبی خطی خوشنویسی کرده و به عنوان نمادی از احترام به حیات بشری به جوامع انسانی عرضه نمایم. حال تا چه حد توانسته‌ام پیامم را انتقال دهم نمی‌دانم. آنچه که از دست این کمترین بر می‌آمده همین مقدار بوده.

ج‌)   شکی نیست که در طول تاریخ بشریت، گروه‌ها و نظام‌هایی بوده‌اند که از دین و مذهب و اندیشه‌ای، برای رسیدن به مقاصد خود سوء استفاده‌ها کرده و می‌کنند. در گذشته نیز این وقایع اتفاق افتاده؛ مانند حکومت کلیسا که به نام مسیح(ص) به جنایاتی بسیار سخیف دست زد که تا امروزه از ذهن بشر پاک نشده است. جا دارد جوانانی مانند شما که در پی کسب واقعیتهای دینی هستند با مطالعه و مراجعه به منابع مختلف، آگاهی خود را زیاد کنند.  زیرا سوءاستفاده کنندگان همیشه از جهل مردم استفاده کرده‌اند. بنابراین خود را به دانش و معرفت درست و صحیح تجهیز کنید.

ح‌)   در مورد عقیده به شکل غیبت منجی آخرالزمان که مقایسه کردید به نظرم از منظر زیبا شناسی، عروج عیسی(ص) دارای لطافتی بیشتر است. اما در مورد غیبت امام زمان(عج) به منابع درستی مراجعه نکردید. طبق عقیده‌ی شیعه‌ی امامیه، فرزند امام حسن عسکری(ع) از انظار مخفی شده است، ولی در میان مردم سکنی دارد نه آنکه به داخل گودالی در زیر زمین رفته است. اما آنچه که در مورد چاه مسجد جمکران گفته‌اید خرافه‌ای بیش نیست و اینگونه مکانها ساخته و پرداخته‌ی دین فروشانی بی دین است که سعی دارند تا مردم جاهل را دچار خرافات نمایند و از این راه دنیای خود را آباد نمایند. البته مخفی نماند که بی توجهی علماء دینی در خصوص ترویج اینگونه خرافات بر اشاعه‌ی آن بی تاثیر نبوده است.

خ‌)   برای پرسش کردن نمی‌توان کسی را توبیخ کرد و قرآن نیز سفارش کرده است که:«فسئلوا اهل الذکر ان کنتم لایعلمون» بنابراین از طرح سوال و اشکال هراس نداشته باشید که با طرح اشکال و سوال است که انسان به حقایق و واقعیات پی خواهد برد و از شك به يقين خواهد رسيد.

پنجشنبه، 17 مرداد ماه ، 1387 بازدید:3147 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 3147 بار بازديد شده
 

پاسخ به سوا:
 
پاسخ به سوالات

سوال:

 

 

1-   آن سوآل و سوآلاتی مشابه موضوعاتی است که مدتهاست در ذهن بسیاری از جوانان بخصوص دانشجویان ایجاد شده. عقلا باید برای شناخت هر موضوعی، تحقیقات و بررسیهای مختلف انجام شود و از استادان اهل فن نیز استفسار گردد. اما متاسفانه به هر دلیلی امور دینی بدست افرادی غیر عالم افتاده و با انجام رفتارهای غیر معقول و بدعت گذاری در عقاید دینی، به نوعی سخنگوی دین اسلام شده‌اند. توجه داشته باشید که در دورانی که عده‌ای عمدا یا سهوا اعمال و رفتارهای غیر انسانی خود را به دین نسبت می‌دهند، دیگر کسی در پی آن نمی‌رود تا بر صحت و راستی آن کردارها تحقیق و تفحص کند. زیرا عمل، بر گرفته از فکر است. طبیعی است که رفتارهای خشن و نامعقول برخی افراد و گروه‌ها اذهان عمومی را مشوش کرده و بدون تحقیق در مقابل اصل اندیشه موضع گیری نمایند.

2-   همانگونه که به عرض رسید در دوران کنونی متاسفانه عده‌ای جاهل به معارف دینی، خود را مظهر عقاید اسلامی معرفی می‌کنند و رسانه‌های غربی نیز به این امر دامن می‌زنند. اما علماء اسلامی در این بین به سکوتی معنی دار دست زده‌اند و اگر هم سخنی بگویند بحدی ضعیف است که به گوش کسی نمی‌رسد.آیا به نظر شما اینگونه سکوتها به معنی تایید آن رفتارها نیست؟ و میدان را برای جاهلان بازتر نمی‌کند؟. شنیده‌ایم که در گذشته تا اعمالی غیر انسانی از سوی گروه یا دولتی اسلامی سر می‌زد علماء دینی متفقا بر علیه آن رفتارها قیام می‌کردند. حال چه شده که علماء دینی اتفاقی با یکدیگر ندارند و همچون گذشته نمی‌توانند زیر یک سقف جمع شوند؟

3-   همانگونه که مشاهده می‌کنیم مدتی است که جهان با چالشی به نام تروریست اسلامی روبرو است. سر بریدنها، عملیاتهای انتحاری، کشتن انسانهای بی‌گناه تماما به اسم اسلام و در لوای قرآن انجام می‌شود. تا جایی هم که ما خبر داریم هیچ عالم مسلمانی این رفتارها را قاطعانه محکوم نکرده، شاید هم ما بی خبریم!. اگر این اعمال شنیع با اسلام مطابقت ندارد، چرا آقایان اهل دین زبان به کام گرفته‌اند؟ کافی است تا عده ای دختر پسر در جایی جمع شوند ناگهان حضرات فریاد وااسلاما سر می‌دهند، پس چرا در این گونه موارد سکوت پیشه کرده سعی در توجیه عمل جانیان دارند که "آنان از ارض اسلامی در مقابل متجاوزان دفاع می کنند"؟. آخر این چگونه دفاعی است؟. آیا حضرات آیات با خود نمی‌اندیشند که ممکن است بلاهایی که تروریستها بر سر مردم می‌آورند فردا روزی دیگران همانها را بر سرشان بیاورند؟ متاسفانه باید به استحضار برسانیم که رفتارهایی که به نام اسلام انجام شده و می‌شود باعث کینه و نفرت و دین ستیزی در بین مردم بخصوص جوانان شده است و اطمینان داشته باشید که اگر روند به همین منوال ادامه پیدا کند روزی فرا خواهد رسید که اگر در این کشور کسی سرش بشکند جرات نکند باند ببندد زیرا ممکن است با عمامه اشتباه گرفته شود. این واقعیتی است که به مرور در حال شکل گیری است و مبالغه‌ای هم در میان نیست. اکنون هم که امام زمان(عج) پا به میدان گذاشته و مستقیما مدیریت امور را بدست گرفته!!! شکی نداشته باشید که آن یک جو عقیده‌ای هم که در عده‌ای باقی مانده با این مدیریت امام زمانی در چند سال آینده به باد خواهد رفت.

 

جناب آیت الله، روند تعاملات جهانی و منطقه‌ای به نفع اسلام و علماء نیست. جا دارد که افرادی همچون شما که سخنشان به جایی می‌رسد چاره‌ای برای تناقضات در گفتار و عمل موجود بیاندیشند. شکی نداشته باشید که امور کشور به سمتی در حال حرکت است که در آینده‌ي نچندان دور شاهد برخوردهایی به مراتب بدتر از رفتار آتاترک با روحانیون و با اهل دین خودمان خواهیم بود. متاسفانه آقایان علماء این واقعیات را باور ندارند زیرا ریاکاری و ظاهر نمایی که در بین مردم شایع شده آقایان را در خواب نگاه داشته و تصور می‌کنند که جوانان تماما دین مدار و دارای نشاط دینی هستند. اما روزی به این حقیقت پی خواهند برد که دیگر بسیار دیر شده است.

 

پاسخ:

این کمترین بارها و بارها این گونه موارد را به آقایان متذکر شده‌ام. بنده از کسانی بودم که در همان زمانی که اولین عملیات انتحاری در اسرائیل آغاز شد، آن عمل را محکوم کردم. بنده كاري به نظر ديگر آقايان ندارم، حقير شخصا براي انسان، بدون در نظر گرفتن عقيده و دين‌اش ارزش و احترام قايلم و صراحتا نظرم را در اين خصوص بيان كرده‌ام. متاسفانه مواردی را که ذکر کردید واقعیت انکار ناپذیر است و توصیه می‌کنم این مسایل را به آقایان مراجع متذکر شوید. شکی نیست زمانی که آقایان روحانیون در مسایل حکومتی دخالت اجرایی می‌کنند نهایتا به همان مواردی که ذکر کردید خواهد انجامید.  بنده به اندازه‌ی وسع‌ام وظیفه‌ام را انجام داده‌ام. در حد و اندازه‌ای هم نیستم تا بتوانم کاری بیش از آن را انجام دهم. در اين هياهوي موجود نيز صداي امثال بنده به جايي نمي‌رسد. الحمد لله در زندگی تا کنون از راه دین ارتزاق نکرده‌ام و از راه هنر اموراتم را گذرانده‌ام. اهل ریاکاری و تقدس‌نمايي نبوده و روحانیت را شغل نمی‌دانم. بنابراین آنانی باید نگران باشند که دکانشان به خطر می‌افتد. مطمئن باشید که مردم با تمام مخالفتی که با روحانیت ابراز می‌کنند به آن حد درک و شعور رسیده‌اند که سره را از ناسره تشخیص دهند و تمام معممین را به یک نگاه نبینند. اگر شما نگران دین هستید، خاطرتان آسوده باشد که مردم ایران در دل دیندار هستند و وجود روحانیت یا نبودش خللی در دین‌داری مردم ایجاد نخواهد کرد.

 

پنجشنبه، 17 مرداد ماه ، 1387 بازدید:2454 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 2454 بار بازديد شده
 

پاسخ به سوا:
 
پاسخ به سوالات

سوال:

نظر شما در مورد موسيقي بخصوص موسيقي پاپ چيست؟ آيا نواختن يا گوش دادن به موسيقي اشكال دارد؟

 

جواب:

در عصر حاضر علوم تخصصي گرديده و شما بايد پرسشتان را از موسيقي‌دانان بپرسيد نه از بنده يا امثال حقير. زيرا بنده اطلاعي از علم موسيقي ندارم. قطعا برخي از نواهاي موسيقيايي براي روان انسان مضر است كه تعيين يا تشخيص آن با ما نيست و بايد متخصص‌اش نظر دهد. خداوند اين جهان را با نواها آفريد و انسان نيز در مقام خلاقيت، نواها و سازهايي را ساخته است. موسيقي يك هنر است و به نظر حقير نواختن يا گوش دادن به نواهايي كه مورد تاييد متخصصين اين فن است هيچ اشكالي ندارد. به هر حال بنده در مقامي نيستم تا در مورد چيزي كه علم ندارم نظري قاطع دهم.

 

جمعه، 11 مرداد ماه ، 1387 بازدید:2484 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 2484 بار بازديد شده
 

پاسخ به سوا: نجاست كفار
 
پاسخ به سوالات

سوال:

با سلام
نظر حضرتعالی با توجه به آيه 28 سوره توبه در خصوص نجاست غير مسلمان مثل مسيحی يا يهودی يا بهایی وووو چيست؟.
 

جواب:
 
 
بسمه تعالی
 
با سلام و تحيت؛ انسان هر دين و عقيده‌ای كه داشته باشد پاك است و باورهای عقيدتی و فكری دليلی بر پاكی يا ناپاكی جسم انسان نمی‌شود. اين سخن كه جسم و رطوبتهای غير مسلمان صرفا بواسطه آنكه باورهای دينی يا غير دينی ديگری دارد نجس و آلوده است نه‌تنها هيچ دليل عقلی، علمی و قرآنی ندارد بلكه توهينی مشمئزكننده به شأنيت انسان و انسانيت است كه خدايش اذعان كرده همه‌ی بنی بشر را از يك منشأ آفريده است. قرآن كريم در سوره مائده آيه 5 طعامی كه يهوديان و مسيحيان تهيه می‌كنند را برای مسلمانان حلال و خوردن و آشاميدن آنها را بلامانع دانسته كه صراحتا مغاير با نجس دانستن جسم غير مسلمان می‌باشد.
آيه‌ای را كه اشاره كرده‌ايد به دلايلی كه بطور اختصار عرض می‌كنم به هيچ عنوان به معنای ناپاكی جسمی غير مسلمانان نيست. اول: آيه‌ی فوق الذكر صرفا در مورد مشركين اطراف شهر مكه است كه تا آن زمان همچنان بتها را واسطه‌‌ی فيض ميان خود و خدا قرار می‌دادند و هيچ يك از مفسيرين فريقين واژه‌ی "مشركين" در اين آيه را به معنای عام لغوی تفسير نكرده‌اند، چنانكه امروزه با آنكه حاكمان و عالمان مذهبی عربستان شيعيان را مشرك می‌دانند اما برای ورود آنان به شهرهای مكه و مدينه ممانعتی ايجاد نمی‌كنند.  دوم: واژه‌ی "نجس" اگر چه در ابواب فقهی به معنی آلودگی و ناپاكی جسمی و ظاهری بيان گرديده اما در اصطلاح لغوی و مفاهيم قرآنی به معنی "ريمن" و "پليدی فكری" است. شهر مكه و خانه كعبه نزد اعراب بدوی مشرك دارای اهميت و تقدس خاصی بود، از اين رو هر قبيله‌ای سعی می‌كرد تا نشان و بتی را در خانه كعبه يا اطراف آن به منظور تيمن و تبرك قرار دهد. پيامبر مكرم اسلام(ص) پس از فتح مكه تمامی آن بتها و نشانها را از بين برد و مكه و خانه كعبه را نشانی از توحيد و يكتاپرستی قرار داد و برای آنكه به مرور زمان همچون گذشته باديه نشينان مشرك سعی نكنند نشان و بتی را در آن مكان قرار دهند بطور كل ورود آنها را به محوطه خانه كعبه ممنوع كرد؛ نه آنكه جسم آنها را نجس و ناپاك می‌دانست بلكه افكار آنها را پليد می‌پنداشت كه ممكن بود با عنايت به نو پایی دين اسلام، مجددا خانه كعبه را تبديل به بتكده كنند.
بهر روی در هيچ آيه‌ای از قرآن كريم اشاره‌ای به نجاست و آلودگی جسمی كفار نشده و بيشتر اين سخنها ريشه در روايات ضعيف و غير ثقه دارد كه با روح قرآن نيز در تضاد شديد است. ما امروزه بايد بياموزيم كه می‌توانيم عقيده و باورهای ديگران را علمی و عقلی نقد كنيم و به چالش بكشيم اما حق نداريم به انسانی صرفا به خاطر باور و دينش انگهای مختلف بزنيم و جسمش را ناپاك بدانيم.
 

جمعه، 11 مرداد ماه ، 1387 بازدید:4201 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 4201 بار بازديد شده
 

 

ساعت فلش

كد ساعت

 

 

 

 

اوقات شرعي

 

ابزار نمایش اوقات شرعی

کد اوقات شرعی

 

جستجو

 


 

مجموع تصاوير

 

 

نظرسنجی

 
چه چیز به انسان ارزش می دهد؟

دین و مذهب
ملیت و نژاد
علم و دانش
ثروت و قدرت
انسانیت



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء 1879
 

تماس

 

 

 

لینكها

 

پايگاه اطلاع رساني دفتر عبدالحميد معصومي تهراني


تمام لينك ها


لينكستان

Ayatullah Vahid KHorasani


Ayatullah Rohani


Asharqalawsat


َAyatullah Sistani


Missiom Group of peacel


Arots7


montazeri


Alazhatr


Reza Moraadi Ghiyas aabadi


.bahai Faith


The Zarathushtrian


Ayatollah Saanei


Vatican


 

 

  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir

 

mashhadteam.ir